قصه هزار و یک شب
از کودکیم عاشق قصه های هزار و یک شب بودم
اما قصه هزار ویک شب مادری برای پسرم قصه ای شد ماندنی
نمیدانم بگویم هزار ویک شب های مادری من با تو زود گذشتند یا دیر؟
اما گذشتند و دیگر تکرار نخواهند شد!
پارسای عزیزم
در هزارمین روز از زندگیت میگویم که تو خیلی مهربانتر و عاقلتر از یک پسر هزار روزه هستی
پسرم
هزارمین ماه زندگیت، تو پیرمردی هشتاد و سه ساله خواهی بود و من...
١ روزگی

١٠ روزگی

١٠٠ روزگی

و حالا یک پسر ١٠٠٠ روزه

پسرم ،٧ آبان سال ١٣٩٢ ، هزار روز از زندگ قشنگت گذشت!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



قصه هزار و یک شب
